
به لبهای تو می سازم کلامی
سرود آشنایی یا سلامی
ندارم جز حسرت عشق تو بر سر
ولی افسوس
ولی افسوس
که از من جدایی
|
هیچ کس تنهاییم را حس نکرد سایه ام امشب زه تنهایی مرا همراه نیست گر در این خلوت بمیرم هیچ کس آگاه نیست من در این دنیا به جز سایه ندارم همدمی این رفیق نیمه راهم گاه هست و گاه نیست.
| ||
|
در کــنــج دلــم عــشــق کــســی خــانــه نــدارد کــس جــای، دریــن خــانــه ی ویــرانــه نــدارد دل را بــه کــف هــر کــه دهــم بــاز پــس آرد کــس تــاب نــگــهــداری دیـــوانــه نــدارد گـفـتـم مــه مـن! از چـه تــو در دام نـیـفـتـی؟ گــفــتـا: چـکــنــم؟ دام شــمــا دانــه نــدارد!
به لبهای تو می سازم کلامی سرود آشنایی یا سلامی ندارم جز حسرت عشق تو بر سر ولی افسوس ولی افسوس که از من جدایی
عالی بود عالی دوست دارم عزیزم
خدایا...! اندكی نفهمی عطا كن،كه راحت زندگی كنیم! مردیم از بس فهمیدیم و به روی خودمون نیاوردیم...!
آخ خدایا دلم هوای گرمای بدنت و کرده
ســـوم بایــــد عــــزادار نبـــودن هایـــــت باشــــــم . . .؟
![]()
[ چهارشنبه 16 مرداد 1392 ] [ 17:09 ] [ hamedr ]
|
||
| [ طراحي : قالب سبز ] [ Weblog Themes By : GreenSkin] | ||